بازم جدایی....
اتل متل جدايي ... عروسکم کجايي ؟
گاو حسن پريشون ... يه دل داره پر از خون
عشقم که رفت هندستون ... خونه ام شده قبرستون
يه عشق ديگه بردار ... يه دنيا غصه بردار
اسمشو بذار بچگي ... تا آخر زندگي
هاچين و واچين تموم شد ... عمر منم حروم شد
اتل متل جدايي ... عروسکم کجايي ؟
گاو حسن پريشون ... يه دل داره پر از خون
عشقم که رفت هندستون ... خونه ام شده قبرستون
يه عشق ديگه بردار ... يه دنيا غصه بردار
اسمشو بذار بچگي ... تا آخر زندگي
هاچين و واچين تموم شد ... عمر منم حروم شد
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
شاید اشتباهه اما عاشقا دروغ میگن ادمای با وفا و مهربون دروغ میگن
اونا که میان به این بهونه که اومدن از تو شهر قشنگ قصه ها دروغ میگن
اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده بزار بی پرده بگم که به شما دروغ میگن
اونا که با کتاب و ایه میخوان بگن تا قیامت نمیشن ازت جدا دروغ میگن

هیچ کس اشکی برای ما نریخت ... هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزی ست حالم دیدنیست ... حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل می زنم ... گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت ... یک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زیاران چشم یاری داشتیم ... خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
گفتي که نمي آيي
گفتي که نمي خواهي
گفتي که با وفايي
گفتي که چو يک شاهي
گفتي که گل مايي
گفتي که تو همايي
گفتي که تا تو باشي ديگر هيچي نخواهي
گفتي که اين زندگي بهر همگان خواهي
نگفتي که کجايي
نگفتي تو چه شاهي
نگفتي چه نيايي
نگفتي از جدايي
نگفتي بي وفايي
نگفتي ...
نگفتي ...
نه نگفتي...
هر چي مهربونتر باشی،بيشتر بهت ظلم ميکنند. هر چي صادق تر باشي،بيشتر بهت دروغ ميگند. هر چي دلسوزتر باشي،بيشتر سرت کلاه ميذارند. هر چي قلبت رو آسونتر در اختيار بذاري،راحت تر لهش ميکنند. هر چي بيشتر به فکر ديگران باشي،بيشتر حقت رو ميخورند. هر چي خودت رو خاکي تر نشون بدي،واست کمتر ارزش قائل میشن.
دلم برای نگاهش دوباره لک زده است
وبی خیال که عمری به من کلک زده است
قمارعشق و این همه شکست تکراری
دوباره بی بی دل را حریف تک زده است
عجیب علت جیغ مرا نمی فهمند
خودش به زخم سکوت لبم نمک زده است
ولم کنید که دیگر نمی توان خفه کرد
کسی که حرف دلش را به قاصدک زده است
یکی دوبار صدا زد عبورکن شاعر
شعور در پس این کله ها کپک زده است
بهترین ترانه رو من از چشمای تو می سازم
تو قمار زندگیمون تو نباشی من می بازم
اگه باشی در کنارم با تو من مالک دنیام
بی خیال غربت و غم چشم براه نور فردام
مثل آسمون تنهام امیدش چند تا ستارست
دیدن برق نگاهت واسه من عمر دوبارست
سر انگشت تو یعنی قصهء خوب نوازش
هر نگاه عاشق تو غزل آبی خواهش
جاده های مهربونی می گذره از تو نگاهت
روشنه شبای تارم با خیال روی ماهت![]()
تو كه نيستي قلب عاشق بي قراره
آرزوي تو رو داشتن باز تو رو يادم مي ياره
تو بدون كه بي تو هرگز شب من سحر نمي شه
جز تو چشمام واسه هيچكس نمي باره تر نمي شه
هنوزم حس نيازت از تو قلب من نرفته
كاش بدوني كاش بدوني زندگي بي تو چه سخته
به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی
هرجا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی
تورو نبض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم!این و به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم پای غمهات نمی موندم
واست اینهمه ترانه از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی می میری این و از همه شنیدم
تورو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمی مونی منه تنها رو دعا کن
خاطراتم و نگه دار اما دستام و رها کن
دست تو اول عشقه بسپرش به آخرین مرد
مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه می کرد
کاشکي خبر نداشتي ، ديوونه نگاتم
يه مشت خاک ناچيز ، افتاده به زير پاتم
کاشکي نگفته بودم ، تا جون دادن باهاتم ![]()
اگه ۱۰۰۰نفر دوست داشته باشن یکیش منم
اگه ۱۰۰نفر دوست داشته باشن یکیش منم
اگه ۱۰نفر دوست داشته باشن یکیش منم
اگه ۱ نفر دوست داشته باشه اون منم
اگه کسی دوست نداشته باشه بدون من مردم!!!
بی خیال دل ساده نگو که دل سپردی
نگو به خاطر عشق نشستی غصه خوردی
تو راه عشق پا نذار نگو که بیقراری
نگو که از فراقش هزار بهونه داری
رحم کن به چشمای من که ازگریه بیزارن
نذار که بارونی شن حال گریه ندارن
عاشقی سوختن داره میشکنی خیلی ساده
زودی فراموش میشی بی وفایی زیاده
بی خیال ای دل من نگو که عاشق هستی
دوست ندارم ببینم روزی رو که شکستی![]()
بــا تــو بــوده ام
هــمـيــشـــه ود ر هـــمــه جـــا
بـــا تــو نــفــس كـــشـــيـــده ام بـــا چـــشـــمـــان تـــو ديـــده ام
مـــا را از تـــو گـــريـــزي نـــيـــســت
چــنـــان كـــه جـــســـم را از روح!
و زمـــيــن را از آســـمــان
و درخـــت رااز آفــتــاب
تـــو دلـــيــل بـــودن مـــن بـــوده و هـــســتـــي
و چــنــان بـــا ايـــن دلــيـــل زيـــســـتـــه ام كـــه بـــاور كـــرده ام
عـــلـــت بـــودن مــــن (( تــــــــو هـــــســــتــــي))![]()
![]()
عشق گاهي خواهش برگ است در اندوه تاك
عشق گاهي رويش برگ است در تن پوش خاك
عشق گاهي ناودان گريه ي اشك بهار
عشق گاهي طعنه بر سرو است در بالاي دار
عشق گاهي يك تلنگر بر زلال تنگ نور
پيچ و تاب ماهي انديشه در ژرفاي تور
عشق گاهي مي رود آهسته تا عمق نگاه
همنشين خلوت غمگين آه
عشق گاهي شور رستن در گياه
عشق گاهي غرقه ي خورشيد در افسون ماه
عشق گاهي سوز هجران است در اندوه ني
رمز هوشياريست در مستي مي
عشق گاهي آبي نيلوفريست
قلك انديشه ي سبز خيال كودكيست![]()
![]()
به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی
هرجا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی
تورو نبض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم!این و به خدا گفتم به سختی
داری آب می شی می میری این و از همه شنیدم
تورو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد
مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه می کرد![]()
Red roses were her favorites, her name was also Rose.
And every year her husband had sent them, tied with pretty bows.
The year he died, the roses were delivered to her door.
The card said, "Be my Valentine," like all the years before.
دل داده ام بر باد، بر هر چه باداباد![]()
![]()
زندگی رو میشه بافت اما با یک تار دیگه سرود عشقو میشه ساخت اما با
ساز دیگه
میشه یک لباس تازه کرد به جسم عاشقی میشه با پرنده آواز بخونی
به سادگی
میشه باور کنی که ستاره هم حرف می زنه میشه کاری کرد پرستو با نگاش
حرف بزنه
میشه آشتی کرد با عشق و سادگی تو زندگی میشه سر به پای عشقا بذاریم
به بندگی
میشه رنگ بال شاپرکها رو رو سنگ کشید میشه جز خوبی توی هفت آسمون
هرگز ندید
میشه هر نگاهی رو یه جور زیبا معنا کرد میشه گرم کرد با محبت همه جا دلهای سرد
میشه شوق غنچه روتو باز شدن باور کنی میشه اسم همه ی عاشقا رو از بر کنی
میشه با دستات بهارو بذاری تو خاک سرد میشه دلها رو بشویی از غم و غصه و درد
میشه از رنگین کمون پل بسازی واسه دلا میشه خنده رو تو مهمون بکنی تو منزلا
میشه خوبیها رو معنا بکنی توی کتاب میشه باشی خیلی محکم مثل سد نه یک حباب
اره ميشه.............................................![]()
![]()

شب شد خورشيد رفت آفتابگردان عاشق
به دنبال آفتاب آسمان را جست و جو مي كرد
ناگهان ستاره اي چشمك زد !
آفتابگردان سرش را به زير افكند
گلها خيانت نمي كنند![]()
![]()
زندگي مثل يه ديكتس ، هي غلط مينويسيمو هي پاك ميكنيم . دوباره مينويسيمو باز پاك ميكنيم . غافل از اينكه يه روز داد مي زنن
:برگه ها بالا
............یه شب تو خلوته دلم ، یه سر زدم به آسمون
یادت باشه واسه دلم ، شریک و همتا نیاری![]()
کاش درده جدایی ساده بود
بی تو بو دن بی تو ماندن ساده بود
چشمانم را می بندم شاید تو را ببینم!